RSS

اکبر گنجی

.

اکبر گنجی در روز ۱۱ بهمن ۱۳۳۸ در کوی سیزده آبان شهر ری، تهران به دنیا آمد. وی در دوران انقلاب ۱۳۵۷ ایران از فعالین خیابانی بود که بعدها با تشکیل سپاه پاسداران به آن گروه پیوست. اکبر گنجی از مخالفین ادامۀ جنگ بعد از فتح خرمشهر بود. وی در سال ۱۳۶۲ در یک سخنرانی علنی در پادگان ولی‌عصر و در حضور محسن رضایی، فرماندۀ وقت سپاه، به سیاست ادامه جنگ اعتراض کرد و آن را بی‌فایده دانست. وی در همان سخنرانی که باعث بحرانی در سپاه شد، فرماندهی سپاه، از جمله محسن رضایی، محسن رفیقدوست، ذوالقدر و زیبایی‌نژاد را متّهم کرد که سپاه را آلت‌دست سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کرده‌اند و با نیروی نظامی سپاه کار سیاسی می‌کنند و خواستار برکناری فرماندهی سپاه شد. این سخنرانی که با استقبال نیروهای لشگر محمد رسول‌الله سپاه و تنش میان آنان با فرماندهی سپاه شده بود، واکنش شدیدی در سپاه در حال جنگ ایجاد کرد. دادستانی سپاه این برخورد را تمرّد در شرایط جنگی دانست و برای گنجی خواستار اشّد مجازات یعنی حکم اعدام شد. اما با وساطت آیت‌الله منتظری و آیت‌الله یوسف صانعی این موضوع منتفی شد. وی در سال ۱۳۶۳ از سپاه استعفا داد و از آنجا بیرون آمد. او بعد از کنار رفتن از سپاه چند سالی رابط فرهنگی سفارت ایران در ترکیه بود و همچنین او با اعضای نهاد اطلاعات نخست وزیری مانند سعید حجاریان که بنیان گذاران اصلی وزارت اطلاعات بودند ارتباط داشت که گاهی باعث شده بعضی وی را از اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بدانند. خود او هرگونه حضور و ارتباط با وزارت اطلاعات را تکذیب می‌کند. با پایان جنگ و پس از ورود به دانشگاه، از اوایل دههٔ هفتاد گنجی به حلقهٔ کیان پیوست. حلقه‌ای که پس از جدا شدن خاتمی و شمس‌الواعظین و اعضای چپ مذهبی گرداننده روزنامه کیهان از آن نهاد به نشریۀ کیان روی آوردند و عبدالکریم سروش، روشنفکر دینی مشهور ایرانی که در آن زمان از استادان این جریان و همچنین یکی از موثرترین اعضای نهاد انقلاب فرهنگی که هنوز با نام شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود دارد بود آنان را به لحاظ فکری تغذیه می‌کرد.

با پیروزی محمد خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ و در انتخابات ریاست جمهوری، یاران او که اکبر گنجی نیز در میان آن‌ها بود به نام اصلاح‌طلبان شهره شدند و فعالیت‌های گستردهٔ سیاسی و اجتماعی را پی گرفتند. زندانی شدن اکبر گنجی به دلیل واکاوی فاشیسم مذهبی در دانشگاه شیراز و انتشار هفته‌نامۀ «راه نو» از رویدادهای چشمگیر این دوران زندگی اوست. همچنین پیگیری پرونده قتل‌های زنجیره‌ای طی داستان-گزارش‌هایی به نام تاریکخانه اشباح و عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری که اولین گام او برای جدایی کامل از طیف اصلاح‌طلبان طرفدار حکومت ولایت فقیه به شمار می‌رود از مهم‌ترین نوشته‌های وی در این دوران است.

وی پس از شرکت در کنفرانس جنجالی ایران پس از انتخابات که بعدها به کنفرانس برلین مشهور شد، پس از بازگشت به ایران در فرودگاه مهرآباد تهران در مورخ سوم اردیبهشت ۱۳۷۹دستگیر شد.

دادگاه اولیه گنجی به ریاست قاضی مرتضوی وی را به دلیل چند اتهام سنگین سیاسی به ده سال حبس و پنج سال تبعید محکوم کرد اما دو سال بعد در دادگاه تجدیدنظر حکم گنجی تنها به شش ماه حبس کاهش یافت. قاضی این دادگاه علی بخشی بود که چندی بعد بازخرید گردید. با اعتراض دادستانی تهران، حکم گنجی دوباره نقض شد و این بار به شش سال حبس بدل گردید.

اکبر گنجی در زندان نه‌تنها از مواضع خود عدول نکرد که در برخی از آنها رادیکال‌تر نیز شد. وی ابتدا جزوه مانیفست جمهوری‌خواهی را نوشت که در آن به جدایی کامل دین از سیاست پرداخت. از این مانیفست در سال ۱۳۸۴، جلد دومی هم به قلم گنجی در زندان اوین منتشر شد که در آن شخص سید‌علی خامنه‌ای را به شدت مورد انتقاد قرار داد. وی در این مانیفست از تاکتیک تحریم انتخابات ریاست‌جمهوری دورهٔ نهم دفاع کرد. وی سرانجام در اعتراض به آنچه بدرفتاری‌های فراوان در زندان اوین می‌خواند، ابتدا برای سیزده روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد که با موافقت با به مرخصی آمدنش، این اعتصاب غذا شکست. گنجی پس از بازگشت به خانه در مصاحبه‌هایی با خبرگزاری‌های بین‌المللی رسماً بر سیاست تحریم انتخابات صحه گذارد و به‌شدت از جدایی کامل دین از سیاست و تأسیس یک جمهوری تمام عیار به جای جمهوری اسلامی دفاع نمود. این گفت‌وگوها او را به زندان بازگرداند و اکبر گنجی دوباره برای مدت قریب هفتاد روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. در این مدت بسیاری از ایرانیان سراسر جهان و سران کشورهای غربی به حمایت از او برخاستند. رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا جرج دبلیو بوش، تونی بلر نخست وزیر انگلیس و کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل متحد از جمله شخصیت‌های بین‌المللی بودند که خواهان آزادی اکبر گنجی شدند.

در پی وخامت اوضاع عمومی و پس از چاپ عکس‌هایی از اکبر گنجی که وی را در حالتی رنجور نشان می‌داد، دادستان تهران سعید مرتضوی دستور انتقال گنجی را به بیمارستان میلاد صادر کرد. سرانجام پس از هفتاد روز، وی را به زندان اوین بازگرداندند.

در زمان اعتصاب غذا، گنجی در نامه‌هایی به آزادگان جهان (۲ نامه) و در جواب نامه‌های آیت‌الله منتظری و دکتر سروش که خواهان پایان اعتصاب غذای وی شده بودند، وی علاوه بر وارد نمودن انتقاداتی جدی به حاکمیت ایران، خواستار برکناری سید علی خامنه‌ای و شرکت او در یک انتخابات عمومی به منظور سنجش میزان محبوبیتش شد. وی در این نامه‌ها صراحتاً از تغییر نظام سیاسی ایران صحبت کرد.

گنجی چند ماه پس از پایان دوران زندان به خارج از ایران مسافرت کرد. گنجی از همان ابتدا، سفر خود را موقتی نامید و گفت به کشور باز خواهد گشت. گنجی جایزه قلم طلایی انجمن جهانی روزنامه نگران را در کاخ کرملین روسیه دریافت کرد. پس از آن به ایتالیا رفت و درفش نقره‌ای شهر فلورانس را گرفت. رئیس پیشین دادگاه بین‌المللی جنایت‌های جنگی، او را با نلسون ماندلا، واسلاو هاول مقایسه کرد و نمایندگان شهر فلورانس او را از سلسله راهگشایان آزادی دانستند که فضای استبداد را می‌شکند.

گنجی در این سفر با بسیاری از اندیشمندان مشهور جهان دیدار و گفتگو کرد.

پس از آن به فرانسه، آمریکا و کانادا رفت و جوایز متعدد دیگری را دریافت نمود و در بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا و کانادا و همچنین در پارلمان اروپا سخنرانی کرد.

محسن مخملباف کارگردان مشهور ایرانی بعد از دریافت جایزه پاراجانوف در ارمنستان آن را به اکبر گنجی تقدیم کرد و او را بزرگ مردی نامید که سالها زندان خانه‌اش بود.

اکبر گنجی به دلیل نوشتن مجموعه مقالات قرآن محمدی که در آن مقالات دلایل بسیاری را برای این مدعا که «قرآن یک کلام بشریست» مطرح می‌کند، توسط آیت‌الله مکارم شیرازی مرتد و ناپاک اعلام شد. اکبر گنجی در آن مقالات از معتقدان به این سخن که «قرآن کلام خداست» می‌خواهد تنها یک دلیل برای صدق این مدعای خود بیاورند. گنجی معتقد است در طول تاریخ معتقدان به این مدعا که «قرآن کلام خداست » حتی یک دلیل منطقی برای ادعای خود نیاورده‌اند. وی همچنین در کتاب آسمانی یهودیان و مسیحیان تردید کرده‌است. گنجی در بخش دیگری از این مقالات مدعی می‌شود که امام دوازدهم شیعیان (امام زمان) وجود خارجی نداشته ‌است: «دوازدهمین امام شیعیان (مهدی) وجود خارجی ندارد، امام غایب، برساختهٔ نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث است.

آثار:

کتاب‌های نوشته شده توسط اکبر گنجی که به ماجرای قتل‌های سیاسی دههٔ شصت و هفتاد می‌پردازند:

  • تلقی فاشیستی از دین و حکومت
  • برای تمام فصول
  • تاریکخانه اشباح
  • عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری

کتاب‌های دوران زندان:

  • اصلاح گری معمارانه
  • کیمیای آزادی
  • مجمع الجزایر زندان گونه

جزوات دوران زندان:

  • مانیفست جمهوری خواهی ۱
  • مانیفست جمهوری خواهی ۲
  • مانیفست جمهوری خواهی ۳

مقالات گنجی پس از خروج موقت از کشور:

  • ملاحظاتی پیرامون سرکوب زنان منبع
  • بیانیه مهم خطاب به ملت ایران در مورد شکنجه دانشجویان منبع
  • نقد شریعتی توسط گنجی منبع
  • جمهوری اسلامی: نظام سلطانی یا فاشیستی؟ منبع
  • دولت احمدی و مجلس سلطانی
  • بیرحمی و عظمت‌طلبی شبه فاوستی سلطان
  • به کام سلطان، به زیان دموکراسی
  • صدای سلطان و صدای آزادی
  • روشنفکری فقیهانه
  • حق بهایی بودن و بهایی صاحب حق بودن
  • هم‌جنس‌گرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟
  • گزارههای غلط و غیر عقلانی در اسلام منبع
  • مجموعه مقالات قرآن محمدی که در آن وی بر نبودن دلیل عقلی بر کلام خدا بودن قرآن تاکید می‌کند، عطاالله مهاجرانی نقدی بر این مقاله نوشته است که خود با پاسخ دوباره گنجی روبرو شد.

 جایزه‌ها:

اکبر گنجی به‌خاطر تلاش برای پیش‌برد آزادی، برندهٔ جایزهٔ ۵۰۰ هزار دلاری میلتون فریدمن سال ۲۰۱۰ شد. موسسهٔ تحقیقاتی کیتو اعلام کرد که این جایزه را به‌علت حمایت اکبر گنجی از «دموکراسی سکولار و افشای نقش حکومت مذهبی ایران در قتلمخالفان» به وی اعطا کرده‌ است.

از: (از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد)

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: